مدیریت ریسک شرکت و عملکرد بانک ها

مدیریت رسیک شرکت و عملکرد بانک

مدیریت ریسک شرکت و عملکرد بانک ها

مدیریت رسیک شرکت و عملکرد بانک

بانک ها نقش مهمی را در رشد اقتصادی کشور های در حال توسعه و توسعه یافته ایفا می کنند. به منظور دستیابی به اهداف، بانک ها باید به صورت مداوم ثبات عملکرد مالی شان را حفظ کنند. با این حال برای بانک ها آسان نیست که به صورت مداوم از خودشان عملکردی عالی را ارئه دهند برای اینکه محیط کسب و کار بسیار رقابتی است.

در حال حاضر بانک ها با ریسک های مختلفی مواجه هستند که ممکن است بر عملکرد بانکی آنها تاثیر گذار باشد. به عنوان مثال، ده بانک های درجه یک کشور اندونزی از جمله بانک نگارا در سال 2015 کاهش سود خالص را گزارش دادند. بانک پانین و بانک دانامون گزارش دادند که برای بانک های اندونزیایی آسان نیست که عملکرد بالای خود را تداوم بخشند و حفظ کنند برای اینکه ریسک های مختلف و متعددی وجود دارند.

فراسر و کولاری در سال 2001 به این نتیجه رسیدند که صنعت بانکداری با عوامل متعددی از جمله میزان اعتبار، موقعیت کشور، بازار، نرخ بهره، نقدینگی، ریسک قانونی و شهرت مواجه است. کمیته نظارت بانکی بازل در سال 2001 ریسک اعتباری را به عنوان یک شکست بالقوه بانک های وام گیرنده مطرح کرد.  علاوه بر این، این کمیته مطرح کرد که بانک ها با ریسک های اعتباری ناشی از وام  و دیگر ابزار های مالی مختلف از جمله پذیرش، معاملات بین بانکی، تامین منابع مالی معاملات خارجی، تحلیل های مالی، معاوضه، اوراق قرضه، سهام، گزینه های دیگر، تعهدات و ضمانت ها و حل و فصل معاملات مواجه هستند. این خطرات تاثیر منفی بر عملکرد بانک ها دارند.

مدیریت مدیران بانک ها

از آنجا که بانک ها با انواع خطرات مختلف مواجه هستند، مدیریت باید قادر باشد تا کنترل موثر و مدیریت ریسک اثربخشی را پیاده سازی کند. مدیران بانک ها باید بهترین شیوه کاهش خطرات را در نظر بگیرند. گوردون و همکاران در سال 2009 مدیریت در صنایع به خصوص بانکداری به این صورت تشریح کردند که مدیریت باید ریسک ها را ببیند و آنها را بر مبنای چشم انداز های شرکت و بر مبنای مفهوم مدیریت ریسک شرکت مدیریت کند.

علاوه بر این پگاچ و وار در سال 2011 بیان کردند که مدیریت ریسک شرکت یک استراتژی است که ارزیابی کلی را از رویکرد مدیریت ریسک ارائه می کند. با این حال، برای صنعت بانکداری، باید ریسک اعتباری باید توجه بیشتری به مدیریت ریسک نسبت به دیگر ریسک ها داشته باشد. بنابراین، مدیران بانک ها باید یک مدیریت ریسک جامع و همچنین یک مدیریت ریسک اعتباری خاص را پیاده سازی کنند. 

مدیریت ریسک شرکت

برخی از پژوهش های قبلی نشان می دهد که مدیریت ریسک شرکت (ERM) تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکت دارد (به عنوان مثال بارتون و همکاران 2002، لیبنبرگ و هویت 2003). علاوه بر این بیسلی و همکاران در سال 2005 نشان دادند که مدیریت ریسک شرکت باعث ارتقا عملکرد عملیاتی شرکت می شود. علاوه بر این، میکولیس و شاه در سال 2000، لام در سال 2001 و ملبروک در سال 2002 نشان دادند که مدیریت ریسک شرکت (ERM) می تواند نوسانات قیمت سهام و هزینه های سرمایه را کاهش دهد و منجر به افزایش بهره وری و ایجاد هم افزایی شود.

با این حال، رافیکا در سال 2012 و فیتریانتی در سال در سال 2013 دریافتند که مدیریت ریسک شرکت (ERM) تاثیر مثبتی بر ارزش های شرکت دارد همچنین گوردون و همکاران در سال 2009 دریافتند که تاثیر مدیریت ریسک شرکت بر عملکرد شرکت به شرکت و شرایط محیطی اش بستگی دارد.

از منظر دیگر، بانک ها باید بر ریسک اعتباری به عنوان ریسک اصلی در فعالیت های کسب و کاری شان از طریق پیاده سازی مدیریت ریسک اعتباری (CMR) تمرکز داشته باشند. بانک برای برای کسب جایگاه بین المللی (کمیته نظارت بر بانکداری بازل 2000) باید مدیریت ریسک را به صورت یک وام گیری بالقوه و یا یک شمارنده شکست در انجام تعهدات مربوط به بازپرداخت توصیف کند. ریسک اعتباری برای بانک های تجاری یک ریسک بسیار بزرگ است و مسبب اصلی شکست آنهاست (فراسر و کولاری 2001، آنگرر 2004).

مدیریت اثربخش ریسک اعتباری

مدیریت اثربخش ریسک اعتباری یک مولفه حیاتی رویکرد جامع در زمینه مدیریت ریسک است و برای موفقیت بلند مدت بان; ها لازم و ضروری است. الشاتی در سال 2015 بیان کرد که مدیریت ریسک اعتباری (CMR) پروکسی شده بوسیله مطالبات غیر جاری بانک ها NPL تاثیر مثبتی بر عملکرد تجاری بانک های اردن داشته است. در مقابل پودل ارتباط منفی بین مدیریت ریسک اعتباری (CMR) و عملکرد مالی بانک های تجاری کشور نپال نشان داد. روث در سال 2013 بیان کردن که بین مدیریت ریسک اعتباری و عملکرد شرکت ارتباط منفی وجود دارد و وجود یک هیئت مدیره مستقل این ارتباط را تعدیل می کند.

سوسو در سال 2004 مدیریت ریسک شرکت را به صورت ” یک  فرآیند تاثیر گذار بر طیف گسترده ای از شاخص ها، مدیریت و دیگر پرسنل تعریف کرد که در تنظیم استراتژی ها شرکت کاربرد دارد و برای شناسایی حوادث احتمالی که ممکن است بر نهاد تاثیر گذار باشد مورد استفاده قرار می گیرد و با مدیریت ریسک، اطمینانی معقول را در زمینه دستیابی به اهداف کلی فراهم می کند. با این حال انجمن احصای موقت (CAS)، ERM را به صورت فرآیند ارزیابی، کنترل، بهره برداری مالی و نظارت بر ریسک ها از جنبه های مختلف تعریف می کند که در نهایت منجر به افزایش کوتاه مدت و بلند مدت ارزش شرکت برای سهامداران و ذینفعان می شود.

مدیریت ریسک شرکت (ERM)

ERM شامل هماهنگی در زمینه ریسک پذیری و استراتژی است، و منجر به اتخاذ تصمیم در زمینه پاسخ به ریسک می شود ضرر و زیان های عملیاتی شرکت را کاهش می دهد و ریسک های متعددی که شرکت در معرض آن است را شناسایی می کند منجر به استفاده از فرصت ها می شود و سرمایه را افزایش می دهد (بیسلی و همکاران 2005).

سوسو در سال 2004 توضیح دادند که اثربخشی یک ERM سازمانی باید بر مبنای دستیابی به اهداف چهارگانه ERM در زمینه استراتژی، عملیات، هم راستایی و گزارشگیری صورت پذیرد.  برخی از پژوهش ها از این اهداف به عنوان پروکسی های جامع برای اندازه گیری میزان اجرای ERM استفاده می کنند (به عنوان مثال گوردون و همکاران 2009).

بارتون و همکاران در سال 2002، لام 2002، لیبنبرگ 2003، ادعا کردند که اجرای ERM می تواند عملکرد شرکت را بهبود بخشد. میکولیس و شاه در سال 2000، لام در سال 2001، ملبروک در سال 2010 بیان کردند که ERM می تواند نوسانات قیمت سهام را کاهش دهد هزینه های سرمایه ای را کاهش دهد و همچنین اثربخشی را افزایش دهد در این زمینه رافیکا در سال 2012 و فیتریانتی در سال 2013 دریافتند که بین ERM و ارزش شرکت رابطه مثبتی و مستقیمی وجود دارد.

2 I like it
0 I don't like it

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *